مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
422
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
حكم نمود ، قبيح است ؛ به بيان ديگر ، تنها مناط حسن و قبح افعال ، حكم شارع است و صرفنظر از آن ، مناط ديگرى براى حسن و قبح وجود ندارد ؛ پس اعمال ذاتا نه خوب و نه بد مىباشند ، بلكه خوبى و بدى آنها به نظر شارع بستگى دارد ؛ « الحسن ما حسّنه الشارع و القبيح ما قبّحه الشارع » . در اين نظريه ، حسن و قبح تابع اعتبار شارع است ، پس اگر شارع قضيهاى را بهگونهاى ديگر اعتبار كند ، يعنى آنچه را كه تا به حال حسن و نيكو مىدانست ، از امروز به بعد تقبيح نمايد ، چيزى كه تا ديروز نيكو بود از امروز قبيح مىشود و اگر كارى را كه شارع تا كنون قبيح مىدانست ، از امروز نيكو شمارد ، آن كار حسن مىشود . اشاعره منكر حسن و قبح عقلى افعال بوده و معتقدند حسن و قبح افعال تابع اعتبار شرع است . عدليه ( معتزله و اماميه ) معتقدند برخى افعال با قطعنظر از حكم شارع ، در نظر عقل ، حسن مىباشد ( به صورت علّت تامه يا مقتضى ) ، مانند : عدالت و علم ، و برخى ديگر قبيح مىباشد ، مانند : ظلم و جهل ، و تعدادى ديگر نه حسن است و نه قبيح ، مانند : راه رفتن و آب خوردن . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 209 . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 513 . حسن و قبح عادى ر . ك : حسن و قبح عرفى حسن و قبح عرضى حسن يا قبح عارض بر فعل داراى مقتضى خلاف آن حسن و قبح عرضى ، مقابل حسن و قبح ذاتى و به معناى حسن و قبح در افعالى است كه اقتضاى حسن و يا قبح را دارند ، ولى بر اثر عارض شدن موانعى ، فعل حسن به فعل قبيح و فعل قبيح به فعل حسن تبديل مىشود ، مانند عنوان صدق كه در جاى خود داراى حسن است ، ولى گاهى در صورتى كه موجب آشوب و فساد شود قبيح مىگردد . و نيز مانند عنوان كذب كه قبيح است ، اما گاهى بر اثر عوارضى ، مانند نجات جان مؤمن ، حسن پيدا مىكند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 220 . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 233 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 499 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص ( 63 - 62 ) . حسن و قبح عرفى حسن يا قبح يك فعل به اعتبار ملاكات عرفى حسن و قبح عرفى ، به حسن و قبح ناشى از عادتها و آداب و رسوم رايج در ميان مردم گفته مىشود ، مانند : احترام گذاشتن به ميهمان و پذيرايى كردن از او و برخاستن در برابر كسى كه به مجلس وارد مىشود . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 219 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص 58 . حسن و قبح عقلى حسن يا قبح يك فعل به اعتبار حكم عقل حسن و قبح عقلى مقابل حسن و قبح شرعى بوده و به اين معنا است كه عقل بهطور مستقل و بدون كمك شارع ، حسن و قبح ( خوبى و بدى ) افعال را درك مىكند ، مانند : درك خوبى و بدى عدالت و ظلم . اين مسئله كه آيا مدرك حسن و قبح افعال ، عقل عملى است يا عقل نظرى ، محل بحث است . آنچه مسلّم است ، اين است كه درككننده حسن و قبح به معناى كمال و نقص ، عقل نظرى است ، زيرا كمال يا نقص از امورى است كه شايسته دانستن مىباشد . درككننده حسن و قبح به معناى ملايمت و منافرت با طبع نيز عقل نظرى است ، زيرا سازگارى و ناسازگارى با طبع از امور نظرى است . اما درككننده حسن و قبح به معناى مدح و ذم ، عقل عملى است ، چون اين دو از امور عملى مىباشند ؛ يعنى از امورى هستند كه فعل و يا ترك آنها ، سزاوار است ؛ « ينبغى ان يفعل او يترك » . ازاينرو ، بحث حسن و قبح عقلى ، در حوزه مدركات عقل عملى است ؛ « عدل حسن است » يعنى انجام آن سزاوار است و « ظلم قبيح است » يعنى ترك آن سزاوار است . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 209 . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص 54 . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص ( 235 - 228 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 502 - 498 ) . حسن و قبح واقعى ر . ك : حسن و قبح ذاتى حصر اختصاص دادن يكى از دو چيز « موضوع و حكم » به ديگرى حصر ، در لغت به معناى احاطه ، تحديد ( حد و اندازه معين كردن براى چيزى ) و تعديد ( شمردن ) است و در اصطلاح اديبان عرب ، به معناى اثبات حكم براى موضوع مذكور و نفى حكم از غير آن است . الفاظ مفيد حصر ، عبارت است از : 1 . إلّاى استثنائيه ؛ 2 . إنّما ؛